كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
558
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ذكر وفات جلال الدين شاه شجاع سنهء 786 سلطان جهان مطاع فلك ارتفاع ، جلال الدين شاه شجاع را مزاج از منهاج استقامت انحراف يافته ضعف بر اعضا و جوارح مستولى شد . قواى جاذبه و هاضمه صفت قصور و سمت فتور گرفت . آفتاب عالمتاب كامكارى به مغرب افول رسيد و بدر كامل حيات در محاق خمول افتاد و هرچند طبيبان حاذق و حكماى مدقّق معالجه كردند نافع نيامد . پادشاه از روى تأمّل دانست كه دائى معضل و مهلكهاى هايل است . هاتف غيب در گوش دلش مىگفت : بيت بر آستان فنادل منه كه جاى دگر * براى همّت تو بركشيدهاند قصور سهوى كه در جريدهء اعمال مثبت گشته بود به تدارك هو الّذى يقبل التّوبة عن عباده و يعفو عن السيئات « 1 » اصلاح فرمود و تركى كه در ايام شباب در كتاب افعال دست داده به اكتساب حسنات به جذب خواطر ضعفا و نوازش فقرا تلافى نمود . غبارى كه بر ضماير اكابر و اصاغر و اقارب و اجانب تصّور مىكرد به آستين كرم رفع كرد و چون ضعف بر مزاج استيلا يافت و چند روز هيچ كس بار نيافت شورش و غوغا در مملكت فارس افتاد و چون وارثان ملك متّعدد بودند ، از امرا هركس روى ارادت به مأمنى نهاد « 2 » و پادشاه به استحضار امراى كبار فرمان داد و چون مزاج از منهاج اعتدال عدول يافته بود كسى از امرا جرأت درآمدن نمىنمود . عاقبت به هيأت اجتماعى حاضر شدند . پادشاه فرمود كه ضعف غالب و قوّت قاصر است و خاطر متعلّق رعايا . از برادران و فرزندان كدام ذات استحقاق اين امر خطير
--> ( 1 ) . سورة الشورى 24 . ( 2 ) . محمود كتبى : « امرا و رعايا دو گروه شدند بعضى با سلطان زين العابدين بيعت كردند و بعضى جانب سلطان احمد گرفتند . اين حكايت به سمع شاه شجاع رسانيدند . » ص 102 . براى تفصيل بيشتر درين مورد رجوع شود به تاريخ حافظ ابرو .